![]() |
![]() |
|
| بنگر چگونه دست تکان میدهم گویی مرا برای وداع آفریدهاند |
|
پنج شنبه...کنار دریا قبل از عمل... خدایا کمک کن در این روزهای سخت فقط به تو تکیه کنم...
سفر به شمال تا حدودی نگرانی هامو بر طرف کرد، اما درد پام رو شدت بخشید. امروز عمل کردم. میخچه های پا هم مثل بانک های شریفه ملت و برنج ظهر عاشورا پر برکت شده بودند. به جای یکی، ریشه کرده بود و 4 تا میخچه داشتم. سزای آدمی که بی توجهی بکنه و دیر بره دکتر، درد شدید امروزه... نوشتنی زیاد دارم. باشه برای فردا که کمی آروم تر باشم.
پ.ن(1): آدم نمی شویم... قابیل هنوز هم هابیل می کشد آدم نمی شویم...*
پ.ن(2): افشا گری!... در راستای افشاگری و معرفی اغتشاشیون! و منافقین و معاندین و ملحدین و مرتدین و کافرین و ضد انقلابیون و همین چیزا !! عکس یکی از مزدوران استکبار جهانی رو تقدیم می فرماییم. اینجا رو ببینید.
پ.ن(3): بدون شرح... "بپرهیز از خون ها و خون ریزی های بناحق. زیرا هیچ چیز، بیش از خون ریزی بناحق، موجب کیفر خداوند نشود و بازخواستش را سبب نگردد و نعمتش را به زوال نکشد و رشته عمر را نبرد. خداوند سبحان، چون در روز حساب به داوری در میان مردمپردازد، نخستین داوری او درباره خون هایی است که مردم از یکدیگر ریختهاند. پسمباد که حکومت خود را با ریختن خون حرام تقویت کنی، زیرا ریختن چنان خونی نه تنها حکومت را ناتوان و سست سازد، بلکه آن را از میان برمیدارد یا به دیگران میسپارد"...** نترسید! نویسنده متن بالا رو نمی تونند دستگیرکنند و به زندان بفرستند. صاحب این متن خوشبختانه در زمانه ی ما نیست. او علی ست...
پ.ن(4): یک سال پیش...همین روز...همین وبلاگ... یک سال پیش نوشتم: درد دارد ناموس را به ازای تکه نانی دادن در شهری که هر کوچه ای... یک شهید دارد...***
*از وبلاگ لبخند **نامه مولا علی به مالک اشتر ***فرزانه سید سعیدی عکس: رضا حبیبی
|
|
+ نوشته شده در
شنبه ششم تیر 1388ساعت 21:27 توسط فرشید |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
دل مشغوليهايي كه دارم و آنچه بر من گذشت و اين فردای نا پيداي من...
اينها نوشتههايي ست برای دل خودم، قلبي كه به قول نادر خان ابراهيمي: "آه از اين قلب كه جز درد در آن چيزي نيست". |
|
RSS
|