![]() |
![]() |
|
| بنگر چگونه دست تکان میدهم گویی مرا برای وداع آفریدهاند |
|
هیچ چیز در این دنیا غیر ممکن نیست! پیمانم هم فارغ التحصیل شد!! پیمانم در درس نخوندن و بازیگوشی به عمو رضاش... در علاقه وافر به جنس مخالف به عمو فریبرزش... و در نجابت و مظلومیت به من رفته... در گالری هم عکس دیگه یی ازشون گذاشتم. تا چند ساعت دیگه، باید بریم فرودگاه. در انتظار ورود ناصرم... تا چند روز پیش فکر می کردم در فرودگاه ایران از پسرم استقبال می کنم اما... گاهی وقت ها واسه آدم نمیاد گاهی وقت ها واسه آدم نمیاد نمیاد...نمیاد... کاری اش هم نمیشه کرد... زندگی این جوری می خواد زندگی این جوری می خواد...* در دیدار امروز، اضطراب دیدار اول رو که بعد از 150 ماه دوری دیدمش، ندارم. خاطرات اون دیدار رو در اینجا نوشتم. در سخت ترین شرایط روحی و جسمی و مالی، منتظر حضور پسرم هستم. اما باز هم شکر... امروز صبح به دبی رسیدم. از بس راه رفتم، حس می کنم بخیه های کف پام، دارن باز میشن، اما نمیشن... مثل قلبی که همیشه فکر می کنم از شدت درد می خواد از کار بیفته، اما نمی افته... مثل دلی که فکر می کنی دیگه عاشق نمیشه، اما میشه... مثل جنبش سبزی که فکر می کنی تموم شده، اما نشده... محل عمل پام، به شدت درد گرفته و متورم شده، اما خونریزی و عفونت نداره... صبح با عبداله دنبال چند وصولی رفتیم. این جا هم چک ها برگشت می خورن. در دیار غربت با دست تنگ و دل تنگ و روزگار تنگ...عالمی دارم...
پ.ن(1): زود تند سریع... در وبلاگ پسر خاله ی با مرامم، دکتر رضا کیاسالار، دیدم. ببینید .
پ.ن(2): عاشقانه ای برای هم وطنان سبزم... ما در دنیایی زندگی می کنیم که ماه، روز، ساعت هزاران گفته در دل دارند سلام بر همه .................... ما دوستانی هستیم از این دست همدیگر را می فهمیم بی نیاز به گفتن، به شنیدن سلام بر همه سلام بر همه ی شما...**
پ.ن(3): یک سال پیش...همین روز...همین وبلاگ... یک سال پیش نوشتم: وقتی ناله های خرد شدنت زیر پای عابران نوای دل انگیز شد چه فرقی می کند برگ سبز کدام درخت بودی...***
*ترانه ایرج **ناظم حکمت( ترجمه احمد پوری) ***فاطمه عباسی
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه یازدهم تیر 1388ساعت 21:43 توسط فرشید |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
دل مشغوليهايي كه دارم و آنچه بر من گذشت و اين فردای نا پيداي من...
اينها نوشتههايي ست برای دل خودم، قلبي كه به قول نادر خان ابراهيمي: "آه از اين قلب كه جز درد در آن چيزي نيست". |
|
RSS
|